پدرام و پرینازپدرام و پریناز، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

دل نوشته های خودم تقدیم به دو دلبند عزیزم پدرام و پریناز

چهارشنبه سوری 1393

سلام جیگل جیگلی های مامانی الان که دارم براتون می نویسم شما دو تا گلم با باباتون دارین می دوین یا به حساب دارین می رقصین آخه رقصیدن شما ها دویدنه امشب آخرین چهارشنبه سال 1393 هستش دیشب که شب چهارشنبه سوری بود رفتین بیرون یا به حساب شما رفتیم دردر رفتین کیان سنتر 2 شما حسابی ذوق کردین ما تقریبا یک شب در میان می بریمتون بیرون چون پاییز و زمستون هوا سرد بود بیرون رفتن ما همیشه توی بازاری که سرپوشیده است و بعد هم شهربازی بازار بیشتر پاتوقمون ویلاژ توریست و الماس شرقه البته گاهی اوقات پروما و کیان سنتر هم هست شماها عاشق بازارین چون براتون تنو...
27 اسفند 1393

بعد از مدت ها موفق شدم به وبلاگتون سر بزنم

سلام گل های مامانی تروخدا مامان الهه تون رو ببخشید  که انقدر دیر به دیر به وبلاگتون سر میزنه از این به بعد سعی مکنم بیشتر بیام چون همه این حرف ها یه روزی براتون خاطره میشه یک خاطره زیبا و دوست داشتنی البته شاید تا اون موقع من پیشتون نباشم  نمی دونم تقدیر همه آدم ها دست پروردگار بزرگه   الان که بعد مدت ها اومدم و به وبلاگتون سر زدم هم عکس هاتون برام جالب بود  از اینکه قیافه الان شما با اون عکس ها چقدر فرق داره و اینکه چقدر شماها بزرگ شدین و من این تغییر رو حس نکردم و هم چند تا از خاطراتی که براتون نوشته بودم برا...
22 اسفند 1393
1